تبليغاتX
من و جاده ..
" - مامان خدا کی میمیره ؟ - وقتی که جاده تموم بشه "
 

سقف خونم طلای ناب
زیر پاهام حصیر سرد
تو دست من سیب گلاب
اما دلم پره ز درد ..

اگه امروز این ترانه توی ذهنم نمی دوید،

معلوم نبود که کی دوباره سر از اینجا در می آوردم من ..

دلم تنگ شده بود واسه زمزمه کردنش..

-------------------------------------------------

کودک انگشت ِ تعجب به دهان از خدا پرسید :

خدای جونم مگه همینجوری نیست که بابام می گفتش که آدما وقتی می میرن که مثل ِ بابابزرگ دیگه نتونن خودشون تنها تنهایی و بدون ِ اون چوبی که دست می گیرن راه برن و بدون ِ عینکی که می زنن ببینن و ..

یا وقتی که کارای بدی کرده باشن و آقا پلیسا مث ِ تو فيلما با گوله وقت ِ فرار کردنی کشته باشنشون؟

یا ..

کودک داشت می پرسید و می پرسید و می پرسید ..

و خدا ساکت بود ..

و کودک ادامه داد :

پس چرا این بچه هایی که باباییم نمی زاره تو تلوزیون ببینم مرده شدنشونو ،

هی همه اش مردن آخه؟

خدای جونم یعنی ممکنه منم به این زودیا بمیرم؟!!!

و سکوت خداوند همچنان ..

و آنسوتر ..

دختر بچه ای از مادر اینگونه بازخواست می کند ..

چرا خدا نمی گذاره من هم بمیرم مامان؟!!

دلم تنگ شده برای هانیه ..

اگه الان مرده بودم داشتیم با هم لی لی بازی می کردیم ..

------------------------------------------------------------------

دانسته می پرسمت چه می شود کرد؟

و دانسته تر بر سوالم پای می فشارم..

انگار دنبال ِ روزنی می گردم تا نفسی را که ماه هاست فرو برده ام  بیرون دهم بلاخره

از قاب ِ سینه ام..

تا کمکم کنی شاید خفه نشوم ..

و تو می گویی " هیچ "

نه،

اشتباه کردم،

می گویی " دعا " ..

جایی کودکان عجیب ترسیده اند..

جایی کودکان خیلی زود دارند باز می گردند سمت ِ فرشته های نگاهبانشان ..

چه فرقی می کند؟

بچه ، بچه است فرقی نمی کند،

نه رنگ و نه نژاد و زبان و نه هیچ ..

به فریاد برس خدا ..

کران کران آتش گرفته دارد می سوزد جای جای زمین ات ..

-------------------------------------------------------------------

امروز جایی خواندم که نقل کرده بود از امام خمینی که از ابن ِ سینا نقل کرده بود که از گاو باید بر حذر بود و دوری جست، چون که شاخ دارد و عقل ندارد .. و در ادامه گفته که از آمریکا هم که زور دارد و عقل ندارد نیز باید دوری جست ..

--------------------------------------

دلم هنوز سفر می خواد،

هنوز سفر می خواد دلم،

شده پای پیاده ..

" بيگانه مگوييد مرا زين كويم
در شهر شما خانه خود مي جويم
.. "


---------------------------------------

پانوشت نداریم زور که نیست، اما بعدن نوشت چرا،

بعدن نوشت : حسین ابلیس  آهنگ ِ بسیار بسیار جدیدی خوانده اند به نام  ِ " حسرت " که از یک جایی بلاخره می توانید بارگزاری یا همان دانلود نموده و به گوش ِ جان نیوش کنید ..

این راهی که می رویم از ترکستان گذشت..

مقصد ِ بعدی کجاست؟

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 22:4  توسط امیر  |